شهرداری خوانسار

 

مقام معظم رهبری: شهرداری به عنوان سازمانی که سروکارش با مردم است باید روح خدمتگزاری و اخلاص را بیشتر از جاهای دیگر داشته باشد.  شهرداری در سه سطح با مردم در ارتباط هست. سطح اول خدمات به مردم، سطح دوم حفظ و توسعه فضای سبز و سوم در سطح فرهنگ. جدای از این سطوح شهرداری باید به سه مؤلفه در سازمان خود توجه لازم بکند. اول مبارزه با فساد در سیستم شهرداری و بافت مدیران شهری، دوم ارتقاء سطح علمی اداره شهر و سوم همکاری با سایر دستگاه‌ها. در متن زیر مجموعه‌ای از وظایف شهرداری‌ها در اختیار کاربران ارجمند قرار می‌گیرد.

 

تقدیم تقویم فرهنگی خوانسار به دکتر مشایخی

تقدیم تقویم فرهنگی خوانسار به دکتر مشایخی

13:43 1395/3/22

با حضور در منزل دکتر مرتضی مشایخی استاد فوق تخصص اعصاب کودکان ،تقویم فرهنگی خوانسار تقدیم ایشان گردید.



از درچوبی که وارد میشوی خنکهای سادگی ونوستالژی برایت زنده می شود. راهروی باریک و حیاطی پراز درختان میوه با حوضی پر از آب زلال.

کودکانی که داخل حیاط یا توی کوچه بودند آدرس دقیقی برای حضور دکتر مشایخی پزشک متخصص اعصاب اطفال ومعاون دکتر قریب مرحوم در این خانه است .دقایقی منتظر شدیم تا ویزیت مراجعان تمام شود. به دور از هر منشی و میز و تشکیلات پزشکی. یک اتاق صمیمی و ساده که یک یک بیماران خصوصیات فرزندانشان را می گویند و از کلام دکتر مشایخی می شنویم که 50 سال پیش با تلاش و کوشش ایشان وهمکاری با هلال احمرآن موقع فیزیوتراپی وارد ایران شده است. حرکات نرمشی را برای یاددادن پدر و مادر کودک به آسانی و راحتی توضیح می دهد و می گوید: فیزیوتراپی همین است. این حرکت را روزی 50 بار صبح ظهر و شب انجام بدهید کافیست.

مریضها تک تک میروند و اتاق خالی میشود.وارد میشویم و سرصحبت باز می شود. دکترمشایخی تخصص خود را در معالجه کودکان ضعیف و بیماریهای عقب ماندگی عنوان می کند. از خودش و زمانهای قدیم و نوع تغذیه در آن زمان صحبت می کند. از پدرش شیخ محمدباقر مشایخی که اولین نماینده خوانسار و گلپایگان در مجلس شورای ملی (1312 شمسی) بوده ، سخن می گوید و از اینکه با نداشتن بضاعت مالی به سختی اوقات می گذراند اما دکتر مرتضی مشایخی و برادرش را برای تحصیل علم به اصفهان و بعد تهران می فرستد ، برایمان حرف میزند. دکتر از مراجعانش در این دوسه روز میگوید و عنوان می کند خوشحالم که برای بچه های شهرم و مردم شهرم کاری انجام می دهم. نسخه می نویسد مهر میکند بدون گرفتن پولی. بدون هیچ چشم داشتی. گوشه ی اتاق هدیه های مردم را می بینم. باز برایم زنده می شود خاطراتی که از اطبای قدیم در شهرها بارها نقل شده و در کتابها خوانده ایم.

وقتی که تقویم فرهنگی خوانسار را نشانش میدهیم موجی از خوشحالی وجودش را فرا میگیرد و زمانی که تصویر خوانسار را درتابلویی می بیند از وجدش میگوید دختر من درخارج از کشوراست و باید بیاید اینها را ببیند.این نوع عکاسی و این منظره ها را.

در آخر دیدار یکساعته امان میگوید هرکسی فرزند مریضی دارد بگویید بیاوردش من تا شب اینجا هستم. خوشحال میشوم کاری بکنم. با خداحافظی و اظهار تشکر در خانه را میبندیم. دیگر ظهر شده و صدای الله اکبر اذان در کوچه های شهر جاری می گردد.

 

 

 

 

 


295
مطالب مرتبط



لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.